وقتی به نوشتن شک می‌کنی(تهوعات ذهنی)

پیش‌نوشت: این پست واقعا یک تهوع ذهنیست، دورتر باشید تا آلوده نشوید. خودم می‌دانم امروز از آن روزهاست که کلا روی ساز ناسازگاری کوک شده‌ام اما چه کنم، همین است که هست. دیروز آنقدر تلخی به جانم ریخته شد ،که شب را با سردرد خوابیدم و صبح را با ته رنگ غم آغاز کردم. به نوشتن هم شک کردم، فکر کنم شک تازه‌ای نیست. برای چه می‌نویسم، اصلا چه معنی می‌دهد که بیایم و اینجا […]
ادامه مطلب

کانال‌های تلگرامی که باید هر کسی برای خودش داشته باشد.

کانا‌های تلگرامی
مطالعه پست

بنظرم هر کسی باید کانال‌های تلگرامی داشته باشد که تنها عضوش خودش باشد. شش-هفت ماهی می‌شود که چند کانال تلگرامی برای خودم دارم. بعد از دیدن اثر مثبت آن‌ها به چندتن از دوستان هم توصیه کردم که چنین کانال‌هایی داشته باشند. دو مورد از آن‌ها که برایم خیلی مفید بود و تاثیرش را دیدم، این‌جا می‌نویسم، شاید شما هم کانال‌های مشابهی دارید یا بخواهید که داشته باشید. قبلا هم گفته‌ام که من در نوشتن راحت‌ترم […]
ادامه مطلب

قدرت مرگ در انتخاب کتاب(طنز)

دوراهی انتخاب کتاب
مطالعه پست

اگر تِم مطالعاتی دارید که خوشبحالتان، قطعا از رستگارانید. خودتان می‌دانید به چه ترتیبی کتاب‌هایتان را بخوانید. ولی اگر مثل من بی‌تمید و به لطف دوستانتان یک قفسه پر از کتاب نخوانده دارید آن‌وقت چه؟ امروز می‌خواستم کتابی برای خواندن انتخاب کنم، نگاهی به قفسه‌ی کتابم انداختم کتاب “شما که غریبه نیسیتد” را برداشتم بعد گذاشتم سرجایش و گفتم نه، فعلا “کوری” دلم آرام نگرفت، ماه‌هاست که “ژن خودخواه” را می‌خواهد و “چنین گفت زرتشت” […]
ادامه مطلب

دنیا، دنیای حقیریست.

دنیای حقیر
مطالعه پست

معصومه، چهارسال از من بزرگتر بود. تنها زندگی می‌کرد، پدر و مادرش فوت کرده بودند. می‌گفت ازدواج کن، اگر من هم ازدواج کرده بودم الان کسی را داشتم که همراهیم کند و اینگونه تنها نباشم.   لیلا، چندسالی از من بزرگتر بود، هنوز مسواکی که به من هدیه داد را بخاطر دارم. مسواکم را جا گذاشته بودم و تا بروم بیرون بیایم، نمی‌دانم آن مسواک نو را از کجا آورد و علی‌رغم اصرارم برای قبول […]
ادامه مطلب

تا حالا وصله‌ی ناجور بودی؟(ویدئو تد-داستان یک نویسنده)

وصله‌ی ناجور بودن در جمع
مطالعه پست

نکته‌ی آغازین:

اگر به جای خوندن متن مستقیم برید سَرِ دیدن ویدئو، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد به جز صرفه‌جویی در وقتتون. : )

به این خاطر ویدئو رو در اول پست قرار دادم که راحت باشید.[…]

نمی‌توانم حرفم را نقاشی کنم.

بیان خویشتن
مطالعه پست

پیش‌نوشت: پست‌های با دسته‌بندی “نوشته‌های بدون ویرایش” نوشته‌هایی است که به ندرت خودم آن‌ها را قبل از انتشار مرور کرده‌ام، یا حتی غلط‌تایپی و املایی و جمله‌بندیش را چک کرده‌ام، فکر می‌کنم فقط برای پست  “یادگیری و دو بالِ آن”  چون در دسته‌ی دیگری هم قرار داشت کمی نگارشش را چک کردم،  اما مهم‌ترین ویژگی نوشته‌های بدون ویرایش را داشت، احساساتش، کلماتش، همه بدون سانسور هستند. دلم می‌خواست که بازگردم و این پست را حداقل […]
ادامه مطلب

یادگیری و دو بالِ آن

پروانه
مطالعه پست

اگر یادگیری را به پروانه شدن تشبیه کنیم، بال‌های این پروانه، صبوری و پشتکارند. تا عمق وجودم می‌سوزم و حرص می‌خورم وقتی هیچ‌یک را نداری و غر می‌زنی و می‌گویی اعصابم خورد شد چرا یاد نمی‌گیرم و پیشرفت نمی‌کنم. اعصاب من هم خورد می‌شود وقتی کسی جان‌کندن‌های دیگری، بی‌خوابی، زحمت‌ها و گریه‌هایش از خستگی جسمی و روحی برای رسیدن به مقصد را ندیده و فقط می‌خواهد هر چه سریعتر مثل او باشد. می‌دانی، حالا دارم […]
ادامه مطلب

وقتی خودت بدانی چه می‌خواهی دیگران هم خواهند دانست.

مطالعه پست

مدتی پیش دو پیشنهاد طراحی سایت داشتم به شرح زیر: مورد اول: سایتی مثل دیوار می‌خواستند با هر مورد اضافه‌ای که از نظر من بودنش خوب باشد. مورد دوم: یک فایل ورد به من داده شد که در آن نمای سایت کاملا  طراحی شده بود و من فقط باید مشابه آن را اجرا می‌کردم. برای مشتری دوم کاملا مشخص بود که چه می‌خواهد و خروجی کار چه خواهد شد و برای من هم قابل درک […]
ادامه مطلب

حس خوبی که از هم‌صحبتی با رضا بلوط گرفتم.

مطالعه پست

به خیابان انقلاب که می‌روم، قصد دیدن مغازه‌ها و پیاده‌روی می‌کنم، دیگر دورترین فاصله از مغازه‌ها را برای راه رفتن انتخاب نمی‌کنم و از این‌که بین مردم گیر کنم و مجبور شوم تندتند راه بروم تا از بین آن‌‌ها رد شوم اذیت نمی‌شوم. اتفاقا سرعتم را کم می‌کنم و هدف پیاده‌روی و یا پیاده‌روی و دیدن مغازه‌ها و خرید است. دیروز اما بهانه‌های مختلفی برای انقلاب‌گردی داشتم، دیدن دوستم و همسرش(به نیت شام عقد)، خرید […]
ادامه مطلب