مزخرفات فارسی

مزخرفات فارسی
مطالعه پست

برایم پیام فرستاد که «چه آفتابه درخشانی!» پرسیدم «مگه آفتابه گرفتید؟ از این آفتابه مسی‌های دکوری؟» جواب داد «خاک تو سره بی‌ذوقت کنن، آفتابه چیه!» برایش یک عدد زبانِ دراز با چشمک ‌فرستادم و نوشتم «مجید دلبندم، خودت به جای آفتاب درخشان نوشتی آفتابه درخشان. در ضمن سرِ من هم تهش ه نداره.» جواب داد «دسته بابات درد نکنه با این پسر بزرگ کردنش. اصلاً برو گم شو!» خیلی دوست داشتم همان لحظه بروم گم […]
ادامه مطلب

دوازده نظریه درباره‌ی طبیعت بشر

مطالعه پست

جمله‌ی اول از معرفی درباره‌ی کتاب “دوازده نظریه درباره‌ی طبیعت بشر” کافی بود تا مشتاق مطالعه‌ی این کتاب بشوم. این کتاب برای کسی نوشته شده است که به دنبال “فلسفه‌ی زندگی” است، یعنی می‌خواهد درکی از طبیعت بشر داشته باشد که او را در مسیر زندگی راهنمایی کند. … برای من کتاب سنگینی بود اما دوست داشتم بخوانمش و همین باعث شد که به اتمام برسانمش. در این کتاب از مکتب کنفوسیوس، آیین هندو، مکتب […]
ادامه مطلب

کتاب‌هایی که قلبت را پر از حس خوب می‌کنند.

مطالعه پست

نمی‌دانم تا حالا براتون پیش آمده وقتی یک کتاب رو می‌خونید حس کنید در قلبتون یه هیاهویی برپاست، یک عشق، یک زندگی، حس خوب؟

ولع دانستن کل ماجرا، این‌که نتونید دست از ادامه دادن مطالعه‌ی کتاب بردارید؟[…]

سمتِ راست مغز و دست‌ِ چپِ بی‌گناه

سمت راست مغز
مطالعه پست

در انگلیسی کلمه left از کلمه lyft در آنگولاساکسون گرفته شده و به معنای ضعیف و بی‌ارزش است. دست چپ بیشتر افراد راست‌دست در واقع ضعیف‌تر از دست راست آنهاست ولی ریشه‌ی کلمه به فقدان قدرت معنوی اشاره دارد.[…] شدت این تعصب در کلمه‌ی آنگولاساکسونی reth یا riht برای راست دیده می‌شود که مستقیم یا به‌حق معنی می‌شود.[…]

ماهی سیاه کوچولو

ماهی سیاه کوچولو
مطالعه پست

قصه‌ی ماهی سیاه کوچولو قصه‌ای است برای بچه‌ها. قصه‌ای است نه برای سرگرمی، بلکه برای آموختن. این اولین جمله‌ی کتاب ماهی سایه کوچولو از صمد بهرنگی است، قصه‌ای که برای خواهرزاده‌ام تعریف می‌شود و دوستش دارد، اما همه‌ی این‌ها مانع نمی‌شود که من نخوانمش. : ) قصه‌ی ماهی سیاه کوچولو را دوست دارم، در هر صفحه از این کتاب ردِ زندگی انسان‌های واقعی را می‌بینم. ماهی سیاه کوچولو برای من بوی انسان‌هایی را می‌دهد که […]
ادامه مطلب

کتابی از تام راث در مسیر سحرخیزی و درسی که از او آموختم.

تام راث
مطالعه پست

نام تام راث را اولین بار در این درس از متمم خواندم، چیز بیشتری از او نمی‌دانستم تا به کتابش ” چگونه بخوریم، بجنبیم، بخوابیم” رسیدم. حدود یکی دو هفته‌ی آخر فعالیت گروه سحرخیزی بود که این کتاب را می‌خواندم و خلاصه‌ای از هر بخش که حدود یک پاراگراف بود را برای دوستانم قرار می‌دادم. البته این کتاب راهی به سوی سحرخیز شدن نیست و اتفاقا تاکید روی خواب کافی- حدود ۷ تا ۸ – […]
ادامه مطلب

فلسفه‌ی ملال، کتابی که فهمیدم و نفهمیدمش.

مطالعه پست

دلیل انتخاب این کتاب: در حال جستجوی یک کتاب بودم، که نام این کتاب را دیدم و از لحظه‌ای که  متوجهش شدم از آن خوشم آمد، ملال برایم جالب بود. باید کتاب‌های دیگری می‌خواندم اما این کتاب از ذهنم خارج نمی‌شد و فکر می‌کنم چیزی حدود یک ماه لینک مربوط به این کتاب روی مرورگرم باز ماند و هرازگاهی به آن سر می‌زدم. تا اینکه دیگر هفته‌ی گذشته توان مقاومت نخریدن این کتاب را از […]
ادامه مطلب

من، اروین یالوم و پاییزهایم

مطالعه پست

پاییز ۹۴ اولین آشنایی من با نوشته‌های اروین یالوم بود. یک دوست کتاب “مامان و معنی زندگی” را به من معرفی کرد. کتاب را تهیه کردم، در اتوبوس شروع به خواندنش کردم، اولش خوشم آمد ولی چند صفحه‌ای دیگر که خواندم، خیلی اذیت شدم.  از باز کردن و خواندنش می‌ترسیدم، گریه‌ام می‌گرفت، شب‌ها به نوشته‌هایش فکر می‌کردم و می‌ترسیدم، از چه می‌ترسیدم را نمی‌دانستم. فقط به شدت ذهنم را اذیت می‌کرد گاهی می‌ترسیدم مشکل حاد […]
ادامه مطلب

در تمنای فرصتی دوباره

در تمنای فرصتی دوباره
مطالعه پست

بدترین بخش ماجرا همین جاست! زندگی آزمونی است که پاسخ صحیح ندارد. اگر می‌توانستم همه چیز را دوباره آغاز کنم، فکر می‌کنم باز همین کارها را می‌کردم و همین اشتباهات را مرتکب می‌شدم. دو روز پیش، به طرح یک داستان می‌اندیشیدم. کاش می‌توانستم بنویسم! گوش کن: مردی میانسال که از زندگی خود راضی نیست، با جنی رو به رو می‌شود که به او فرصت زندگی دوباره را با حفظ خاطرات گذشته می‌دهد. او این فرصت […]
ادامه مطلب