قوی سیاهی که از آن می‌گریزم.

قوی سیاهی که از آن می‌گریزم.

قو از جمله حیوان‌هایی است که بسیار دوستش دارم و سبک‌ زندگیش را نیز می‌پسندم. در یکی از تمرین‌های نوشتنِ شاهین کلانتری هم که سوال شده بود اگر حیوان بودیم دلمان می‌خواست چه حیوانی باشیم، قو را انتخاب کرده بودم و چند خطی در مورد انتخابم نوشته بودم. آهنگِ “شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد” […]

کتابِ زندگی خود را دوباره بیافرینید.

کتابِ زندگی خود را دوباره بیافرینید.

آیا اکثرا جذب افرادی می‌شوید که بی‌مهر و بی‌عاطفه هستند؟ آیا احساس می‌کنید که نزدیک‌ترین افراد زندگی‌تان به شما توجه کافی ندارند؟ آیا احساس می‌کنید انسان بی‌ارزشی هستید؟ آیا احساس می‌کنید به دلیل بی‌ارزشیتان، اطرافیان، شما را نمی‌پذیرند و دوست‌تان ندارند؟ آیا خواسته‌های دیگران را بر نیازهای خودتان ترجیح می‌دهید؟ آیا در راه فداکاری برای […]

دام عشق آمد و در او پیچید

دام عشق آمد و در او پیچید

پیش‌نوشت: کتاب ۳۶۵ روز در صحبت قران(از حسین محی الدین الهی قمشه‌ای)، کتابی بود که روزهای متمادی، قبل از خواب می‌خواندمش، اما خیلی وقت بود که دیگر به سراغش نمی‌رفتم، دیشب با دوستی(البته من همیشه استاد صداشون می‌زنم، چون باهاشون کلاس برنامه نویسی داشتم) کمی بحث و تبادل نظر داشتم، و احتمالا صحبت‌های دیشب باعث […]

مزرعه حیوانات

اگر اشتباه نکنم، سه سال پیش بود که کتاب “مزرعه حیوانات” و “بررسی روانشناختی خودکامگی” را خریدم، و تا دیشب نخوانده در گوشه‌ای از قفسه کتاب رها شده بودند. برای کارهای مرتب سازی، کلِ خانه را بهم زده‌ام و کتاب‌هایم نیز در گوشه‌ای آواره و دور از رحم مهربان و مادرانه قفسه کتاب در انتظار […]

بادبادک باز
بادبادک باز

بادبادک باز

سه روز پیش بود که خواندن کتاب “بادبادک باز” را شروع کردم، حوالی ساعت یک بعدازظهر بود، چندصفحه‌ای که خواندم دیگر نتوانستم زمین بگذارمش،  چند بخش را پیش رفتم و بعد از آن شرط گذاشتم که کارم را انجام بدهم و به عنوان جایزه خواندنش را ادامه بدهم. این‌کار را کردم و به بخشی از […]

درد

یکی از کتاب‌هایی که خوانده‌ام، “آینه‌های ناگهان” قیصر امین پور است، صفحه اول کتابِ شعرها، شماره صفحه شعرهایی را که دوست داشته باشم را می‌نویسم، و این شعر یکی از آن دوست‌داشتنی‌هاست. در این کتاب، سه شعر به اسم دردواره‌ها وجود دارد. این شعر را که می‌خوانم، متوجه نگاه متفاوت و زیبای قیصر به درد […]

خانه‌ی خاموش

چندروزی است که صبح و شبم را با خانه‌ی خاموش می‌گذرانم. خانه‌ی خاموش، اسم رمانی است از اورهان پاموک که قبل از این اسم او را نشنیده بودم، یکی از اقوام که علاقه وافری به ادبیات و هر آنچه متعلق به ترکیه است، دارد، سه کتاب از او را معرفی کردند و قرار شد یکی […]