الماسی که شیشه شد
الماسی که تبدیل به شیشه می‌شود.

الماسی که تبدیل به شیشه می‌شود.

تا حالا براتون پیش آمده که چیزی براتون ارزشمند باشه ولی وقتی بهش رسیدید دیگر اون جایگاه قبل رو براتون نداشته باشه؟ مثلا یک موقعیت شغلی. یک ارتباط. رفتن به دانشگاه. تجربه‌ی مهارتی که آرزوش رو داشتید. خرید یک کالا. و موارد دیگر. فکر کردین که دلیل به وجود آمدن این حس چی می‌تونه باشه؟ […]

چالش – همراه با دلگرمی از جنس حرف‌های آلن دو باتن

چالش – همراه با دلگرمی از جنس حرف‌های آلن دو باتن

راستش را بخواهی یک جورایی بفهمی‌نفهمی کرم اذیت کردن خودم را دارم.

اصلا خیلی لذت می‌برم وقتی جلوی خودم می‌ایستم و ادب می‌کنمش.

اینکه سر به سر خودم می‌گذارم، اذیت می‌کنم، مرض یا خودآزاری ندارم اما خب وقتی دلم چیزی را می‌خواهد باید هزینه اش را هم بدهم.[…]

میانه‌ی زندگی تو کجاست؟

میانه‌ی زندگی تو کجاست؟

بعداز چندوقت دوباره کتاب “سیصد و شصت و پنج روز در صحبت قران” را باز می‌کنم، از صفحه‌ی ۴۰۸ خواندنش را سر می‌گیرم، آیات ۲۳ و ۲۴ سوره اسراء. می‌خوانم و اشکی که نمی‌توانم جلوی ریختنش را بگیرم، حسرتی که برای همه‌ی عمر با من خواهد ماند. آیاتش را دوست دارم و به بخشی که […]

کتاب "انگیزه "دنیل پینک
نگاهی جدید به انگیزه با کتابِ‌‌‌”انگیزه”دنیل پینک

نگاهی جدید به انگیزه با کتابِ‌‌‌”انگیزه”دنیل پینک

احتمالا دنیل پینک رو با کتاب”ذهن کامل نو” بشناسید، البته من این کتاب رو نخوندم فقط بارها‌و‌بارها اسمش رو در جاهای مختلف شنیدم. کتاب دیگری که از دنیل پینک ترجمه شده کتاب Drive هست ، ترجمه شده با نام “انگیزه”(قبلا عکسش رو دیدید). دو ترجمه از این کتاب وجود دارد که من ترجمه ” بهاره […]

قوی سیاهی که از آن می‌گریزم.

قوی سیاهی که از آن می‌گریزم.

قو از جمله حیوان‌هایی است که بسیار دوستش دارم و سبک‌ زندگیش را نیز می‌پسندم. در یکی از تمرین‌های نوشتنِ شاهین کلانتری هم که سوال شده بود اگر حیوان بودیم دلمان می‌خواست چه حیوانی باشیم، قو را انتخاب کرده بودم و چند خطی در مورد انتخابم نوشته بودم. آهنگِ “شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد” […]

کتابِ زندگی خود را دوباره بیافرینید.

کتابِ زندگی خود را دوباره بیافرینید.

آیا اکثرا جذب افرادی می‌شوید که بی‌مهر و بی‌عاطفه هستند؟ آیا احساس می‌کنید که نزدیک‌ترین افراد زندگی‌تان به شما توجه کافی ندارند؟ آیا احساس می‌کنید انسان بی‌ارزشی هستید؟ آیا احساس می‌کنید به دلیل بی‌ارزشیتان، اطرافیان، شما را نمی‌پذیرند و دوست‌تان ندارند؟ آیا خواسته‌های دیگران را بر نیازهای خودتان ترجیح می‌دهید؟ آیا در راه فداکاری برای […]

دام عشق آمد و در او پیچید

دام عشق آمد و در او پیچید

پیش‌نوشت: کتاب ۳۶۵ روز در صحبت قران(از حسین محی الدین الهی قمشه‌ای)، کتابی بود که روزهای متمادی، قبل از خواب می‌خواندمش، اما خیلی وقت بود که دیگر به سراغش نمی‌رفتم، دیشب با دوستی(البته من همیشه استاد صداشون می‌زنم، چون باهاشون کلاس برنامه نویسی داشتم) کمی بحث و تبادل نظر داشتم، و احتمالا صحبت‌های دیشب باعث […]

مزرعه حیوانات

اگر اشتباه نکنم، سه سال پیش بود که کتاب “مزرعه حیوانات” و “بررسی روانشناختی خودکامگی” را خریدم، و تا دیشب نخوانده در گوشه‌ای از قفسه کتاب رها شده بودند. برای کارهای مرتب سازی، کلِ خانه را بهم زده‌ام و کتاب‌هایم نیز در گوشه‌ای آواره و دور از رحم مهربان و مادرانه قفسه کتاب در انتظار […]

بادبادک باز
بادبادک باز

بادبادک باز

سه روز پیش بود که خواندن کتاب “بادبادک باز” را شروع کردم، حوالی ساعت یک بعدازظهر بود، چندصفحه‌ای که خواندم دیگر نتوانستم زمین بگذارمش،  چند بخش را پیش رفتم و بعد از آن شرط گذاشتم که کارم را انجام بدهم و به عنوان جایزه خواندنش را ادامه بدهم. این‌کار را کردم و به بخشی از […]