ماهی سیاه کوچولو
ماهی سیاه کوچولو

ماهی سیاه کوچولو

قصه‌ی ماهی سیاه کوچولو قصه‌ای است برای بچه‌ها. قصه‌ای است نه برای سرگرمی، بلکه برای آموختن. این اولین جمله‌ی کتاب ماهی سایه کوچولو از صمد بهرنگی است، قصه‌ای که برای خواهرزاده‌ام تعریف می‌شود و دوستش دارد، اما همه‌ی این‌ها مانع نمی‌شود که من نخوانمش. : ) قصه‌ی ماهی سیاه کوچولو را دوست دارم، در هر […]

کتابی از تام راث در مسیر سحرخیزی و درسی که از او آموختم.

کتابی از تام راث در مسیر سحرخیزی و درسی که از او آموختم.

نام تام راث را اولین بار در این درس از متمم خواندم، چیز بیشتری از او نمی‌دانستم تا به کتابش ” چگونه بخوریم، بجنبیم، بخوابیم” رسیدم. حدود یکی دو هفته‌ی آخر فعالیت گروه سحرخیزی بود که این کتاب را می‌خواندم و خلاصه‌ای از هر بخش که حدود یک پاراگراف بود را برای دوستانم قرار می‌دادم. […]

فلسفه‌ی ملال، کتابی که فهمیدم و نفهمیدمش.

فلسفه‌ی ملال، کتابی که فهمیدم و نفهمیدمش.

دلیل انتخاب این کتاب: در حال جستجوی یک کتاب بودم، که نام این کتاب را دیدم و از لحظه‌ای که  متوجهش شدم از آن خوشم آمد، ملال برایم جالب بود. باید کتاب‌های دیگری می‌خواندم اما این کتاب از ذهنم خارج نمی‌شد و فکر می‌کنم چیزی حدود یک ماه لینک مربوط به این کتاب روی مرورگرم […]

من، اروین یالوم و پاییزهایم

من، اروین یالوم و پاییزهایم

پاییز ۹۴ اولین آشنایی من با نوشته‌های اروین یالوم بود. یک دوست کتاب “مامان و معنی زندگی” را به من معرفی کرد. کتاب را تهیه کردم، در اتوبوس شروع به خواندنش کردم، اولش خوشم آمد ولی چند صفحه‌ای دیگر که خواندم، خیلی اذیت شدم.  از باز کردن و خواندنش می‌ترسیدم، گریه‌ام می‌گرفت، شب‌ها به نوشته‌هایش […]

در تمنای فرصتی دوباره
در تمنای فرصتی دوباره

در تمنای فرصتی دوباره

بدترین بخش ماجرا همین جاست! زندگی آزمونی است که پاسخ صحیح ندارد. اگر می‌توانستم همه چیز را دوباره آغاز کنم، فکر می‌کنم باز همین کارها را می‌کردم و همین اشتباهات را مرتکب می‌شدم. دو روز پیش، به طرح یک داستان می‌اندیشیدم. کاش می‌توانستم بنویسم! گوش کن: مردی میانسال که از زندگی خود راضی نیست، با […]

الماسی که شیشه شد
الماسی که تبدیل به شیشه می‌شود.

الماسی که تبدیل به شیشه می‌شود.

تا حالا براتون پیش آمده که چیزی براتون ارزشمند باشه ولی وقتی بهش رسیدید دیگر اون جایگاه قبل رو براتون نداشته باشه؟ مثلا یک موقعیت شغلی. یک ارتباط. رفتن به دانشگاه. تجربه‌ی مهارتی که آرزوش رو داشتید. خرید یک کالا. و موارد دیگر. فکر کردین که دلیل به وجود آمدن این حس چی می‌تونه باشه؟ […]

چالش – همراه با دلگرمی از جنس حرف‌های آلن دو باتن

چالش – همراه با دلگرمی از جنس حرف‌های آلن دو باتن

راستش را بخواهی یک جورایی بفهمی‌نفهمی کرم اذیت کردن خودم را دارم.

اصلا خیلی لذت می‌برم وقتی جلوی خودم می‌ایستم و ادب می‌کنمش.

اینکه سر به سر خودم می‌گذارم، اذیت می‌کنم، مرض یا خودآزاری ندارم اما خب وقتی دلم چیزی را می‌خواهد باید هزینه اش را هم بدهم.[…]

میانه‌ی زندگی تو کجاست؟

میانه‌ی زندگی تو کجاست؟

بعداز چندوقت دوباره کتاب “سیصد و شصت و پنج روز در صحبت قران” را باز می‌کنم، از صفحه‌ی ۴۰۸ خواندنش را سر می‌گیرم، آیات ۲۳ و ۲۴ سوره اسراء. می‌خوانم و اشکی که نمی‌توانم جلوی ریختنش را بگیرم، حسرتی که برای همه‌ی عمر با من خواهد ماند. آیاتش را دوست دارم و به بخشی که […]

کتاب "انگیزه "دنیل پینک
نگاهی جدید به انگیزه با کتابِ‌‌‌”انگیزه”دنیل پینک

نگاهی جدید به انگیزه با کتابِ‌‌‌”انگیزه”دنیل پینک

احتمالا دنیل پینک رو با کتاب”ذهن کامل نو” بشناسید، البته من این کتاب رو نخوندم فقط بارها‌و‌بارها اسمش رو در جاهای مختلف شنیدم. کتاب دیگری که از دنیل پینک ترجمه شده کتاب Drive هست ، ترجمه شده با نام “انگیزه”(قبلا عکسش رو دیدید). دو ترجمه از این کتاب وجود دارد که من ترجمه ” بهاره […]

قوی سیاهی که از آن می‌گریزم.

قوی سیاهی که از آن می‌گریزم.

قو از جمله حیوان‌هایی است که بسیار دوستش دارم و سبک‌ زندگیش را نیز می‌پسندم. در یکی از تمرین‌های نوشتنِ شاهین کلانتری هم که سوال شده بود اگر حیوان بودیم دلمان می‌خواست چه حیوانی باشیم، قو را انتخاب کرده بودم و چند خطی در مورد انتخابم نوشته بودم. آهنگِ “شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد” […]