غر زدن

کارتون‌های این بخش از متمم رو دیدم و در دفترم در مورد بعضی‌هاشون یک نکته کوچک نوشتم، آزادتر که شدم، رفتم تا کامنتم رو زیر درس قرار بدهم. یه ندایی از دورنم هِی می‌گفت لیلا مستقیم کامنت رو ننویس، تو word بنویس بعدش کپی کن تو کامنت که یوقت از بین نره، و اما پاسخ […]

سیب زمینی سرخ شده
سیب‌زمینی سرخ شده

سیب‌زمینی سرخ شده

آخه مگه میشه سیب زمینی سرخ کرد و ناخنک نزد! برای من که به ندرت پیش آمده، هنوز به این حد از خویشتن داری نرسیدم که از سیب زمینی بگذرم ; ) داشتم سیب‌زمینی سرخ می‌کردم و کمی عجله داشتم، تازه سیب زمینی‌ها رو تو ماهیتابه ریخته بودم، رفتم سیب‌زمینی‌ها رو زیرورو کنم، که جدا […]

گل به خود

سلام : ) این خونه، یه خونه‌ی پنهانی برای نوشتن من بود با کمترین بازدید کننده. که یک‌دفعه با گذاشتن پست قبلی، تعداد بازدیدها خیلی بالا رفت و متعجب شدم که چی شد یهو! بله، وردپرس عزیز همراه با بی‌سوادی بنده، گند زدند به پنهان‌کاری من و نگذاشتند که پنهانی به کار خودم ادامه بدهم. […]

انسان از، نمای دور - نمای نزدیک
انسان از، نمای دور- نمای نزدیک

انسان از، نمای دور- نمای نزدیک

گاهی پیش می‌آید شخصی را از دور می‌شناسی، پیگیر حرف‌ها و کارهایش هستی و از او حبابی در ذهن خویش ساخته ای، تا فرصتی پیش می‌آید و نزدکیتر می‌شوی و به احتمال زیاد این حبابی که در ذهن خویش ساخته بودی می‌ترکد. کسی که از دور می‌شناختی با کسی که از نزدیک می‌بینی تفاوتهای زیادی […]

یک اشتباه، یک درس
یک اشتباه، یک درس

یک اشتباه، یک درس

امروز بخاطر اینکه در سایت شخصی که نقش یک معلم و دوست خوب را برایم دارد، کامنتی گذاشته بودم که شامل مطالب آموزنده نبود، تذکر گرفتم. حس واقعا تلخی بود. فکر نمیکردم اینطوری بشود، فقط دلم می‌خواست حسم را منتقل کرده باشم و روی سخنم با هیچ کس جزء شخص صاحب سایت نبود، هر چند […]