لذت حل کردن(شدن) یک سوال در دنیای برنامه نویسی

یکی از لحظات پرچالش زندگی برای من دیدن خطا در مسیر برنامه نویسی و یا بلد نبودن چیزی است که می‌خواهم در رابطه با آن کد بزنم و البته که برایم دوست داشتنی است. به رفتارم که بیشتر دقت می‌کنم به این نتیجه می‌رسم که، برنامه نویسی برای من flow است. دوست ندارم در این […]

نقاشی روی چوب بستنی
خندادن کودکان آنقدرها هم سخت نیست.

خندادن کودکان آنقدرها هم سخت نیست.

دنیای بچه‌ها رو خیلی دوست دارم و شاد شدنشون رو. با کوچکترین چیز می‌شه خوشحالشون کرد. با چوب بستنی‌ها که کمی کار کردم، به ذهنم رسید چقدر خوب می‌شه اگر یک پزشک که سر و کارش با بچه‌هاست روی این چوب بستنی‌ها(آبسلانگ) نقاشی کنه و وقتی کودکی بهش مراجعه کرد یدونه از این‌ها رو بهش […]

اروین یالوم این‌بار در زمستان- همراه با چرخه‌ی کتاب

اروین یالوم این‌بار در زمستان- همراه با چرخه‌ی کتاب

بیست آذر بود، ساعت را دقیقا یادم نیست ولی برای من کمی قبل از ساعت خوابم بود، پس احتمالا از ده گذشته بود، به وبلاگ نسرین سجادی سر زدم، کمی خواندم و خوابیدم. صبح روز بعد که بخش مدیریت وبلاگم را چک می‌کردم، آن شماره‌ی دوست داشتنی قرمز رنگ کنار کامنت را دیدم و متوجه […]

این‌ هم از نتایج پیشرفت من در طراحی

این‌ هم از نتایج پیشرفت من در طراحی

امروز بعد از یازده جلسه حدود یک و نیم ساعته، همون طرحی رو کشیدم که در اولین جلسه بدون آموزش کشیدمش. روز اول مربیم بهم گفت یکی از اشیایی که اونجا هست یا هر چی تو ذهنم هست یا اگر پرتره بلدم، شخصی که اونجا هست رو بکشم، هر چی دلم خواست تا ببیند در […]

آدم‌هایی از جنس نور از جنس خاک

آدم‌هایی از جنس نور از جنس خاک

سه سال پیش گلی کاشته بودم، یک ماهی هست که به مرحله تکثیر رسیده، وقتی جوونه‌اش رو دیدم خیلی ذوق کردم، خیلی زیاد، این گل برای من خیلی عزیز هست چون برای عزیزی کاشته بودمش. (میشه صبر رو با نگهداری از گل‌ها تمرین کرد.) دیروز رفتم گل فروشی روبروی مترو مصلی تا براش گلدون جدید […]

زیبایی‌های زندگی

خوشحال باشی از این‌که در مهارتی پیشرفت کردی. خواهرزاده‌ات راضیت کرده که بری خونشون. میری براش کتاب بخری که ناخوداگاه چشمت ‌میخوره به کتاب‌هایی که اسم نویسنده‌ها برات آشناست. از این‌که تو قطعات کوچک هستن و میتونی تو کیف کوچیکت جا بدی خوشحال میشی. چندتاشون رو با خوشحالی میخری. حسابی گشنه‌ات باشه و بوی فلافل […]

پشت‌نویسی عکس
پشت‌نویسی عکس

پشت‌نویسی عکس

یادتون هست یکی از کارهای دقیقی که در زمان ثبت نام مدرسه انجام می‌دادیم، پشت نویسی عکسهای۴*۳ بود که معمولا هم دوازده تا عکس بود. باید دقت می‌کردیم و نام، نام‌خانوادگی، اسم پدر، شماره شناسنامه و سال تولد رو در اون فضا جا می‌دادیم. عکس های اون دوران هم جالب هستند، بعضی عکس‌ها هم واقعا […]

باران

شاید هیچ چیز به جز باران این موقع شب نمی‌تونست خوشحالم کند. ممنونم خدایا بخاطر همه نعمتهایت و بخاطر باران. همیشه عاشق باران بوده‌ام و هستم، داشت خوابم می‌برد که متوجه باران شدم و طبق عادت همیشگی رفتم زیر باران تا خیس بشوم. بوی باران، بوی خاک… به به واقعا لذت می‌برم، مطمئنا چیزی جز […]