مزایای ثبت کردن فعالیت‌ها و توجه به زمانی که صرف آن‌ها می‌کنیم.

مزایای ثبت کردن فعالیت‌ها و توجه به زمانی که صرف آن‌ها می‌کنیم.

احتمالا برای شما هم پیش آمده که در طی روز کارهایی را که انجام داده‌اید را در یک برگه یا فایل ثبت کنید. یا حداقل از ذهن خود بگذرانید که کدام یک از کارهایتان را انجام داده‌اید و کدام یک از آن‌ها باقی مانده است. من از آن دست افرادی هستم که برای انجام فعالیت‌هایم […]

داستان یک زندگی (مجتبی شکوری)

چقدر دوست دارم آدم‌هایی رو که برای رویاهاشون می‌جنگن و با همه‌ی وجود تلاش می‌کنن.
چقدر آدم‌هایی رو که ادامه می‌دن و در حرکت هستند رو دوست دارم.
چقدر لحظاتی که می‌تونی بشینی و شیرینی کسب شده از دل سختی‌هات رو بیان کنی رو دوست دارم[…]

رام کردن
چيزي که رامش می‌کنی زان چيز رامت می‌کند

چيزي که رامش می‌کنی زان چيز رامت می‌کند

نمی‌دانم تا به حال برایتان پیش آمده که حرفی در ذهن داشته باشید ولی توان بیان کردنش را نداشته باشید، یا ندانید چگونه و از کجا در موردش شروع به نوشتن کنید. شاید هم علت ضعف کلامی و کم بودن دایره‌ واژه‌گان من است. از آن زمانی که کمی از غزل‌های مولانا را خواندم یک […]

سوال درست
این همه جواب که بدون سوال باقی خواهند ماند؟

این همه جواب که بدون سوال باقی خواهند ماند؟

بنظرم برای رسیدن به پاسخ درست، حداقل دو شرط همزمان لازم است:

سوال درست
سوال شونده‌ی درست(شخصی که از او سوال می‌کنیم)

گاهی فقط با داشتن یک سوال دوره میفتیم و از هر کسی انتظار پاسخ داریم[…]

ترس، زاییده‌ی ابهام
ترس، زاییده‌ی ابهام.

ترس، زاییده‌ی ابهام.

تا آنجا که من تجربه کرده‌ام ترس خودش را در لباس یک حس درونی، واکنشی نسبت به یک مسئله و یا حتی انگیزه‌ای برای حرکت نشان می‌دهد. در این‌جا نمی‌خواهم بحث علمی در مورد ترس و ریشه‌شناسی آن داشته باشم، صرفا چیزهایی که در ذهنم است را نوشته‌ام که می‌تواند درست یا اشتباه باشد  و […]

هر انسانی کلمه‌ای است.
هر انسانی کلمه‌ای است.

هر انسانی کلمه‌ای است.

دنیای کلمات را دوست دارم. به نظرم هر کلمه‌ای داستانی دارد، داستان زندگی. از پیدایش تا مرگ. کلمات ما را مهمان دنیای یکدیگر می‌کنند، کلمات حامل افکار و احساسات و دغدغه‌ها و رنج‌ها و آرزوهای ما هستند، آن‌ها رنگ دنیای ما هستند. گاه غمگین و پر از تلخی، گاه پر از شادی و سرور. به […]

انتقال مفروضات ذهنی‌مان به مسئله

انتقال مفروضات ذهنی‌مان به مسئله

امروز خواهرزاده‌ام در کنار من مشق‌هایش را می‌نوشت، یک لحظه که دفترش را ورق می‌زد، گفتم صبر کن، اینو اشتباه ننوشتی؟(تصویر پست) گفت نه خاله درسته. منم گفتم از ۷ تا ۳ تا کم کنی می‌شه چند ؟ و خواستم که دوباره به شکل نگاه کنه و گفت که درست هست. وقتی به نمونه‌های قبل […]

دیدنِ نیم‌روز باقی مانده

دیدنِ نیم‌روز باقی مانده

در گروه سحرخیزی، گاهی اوقات پیش می‌آمد که بعضی دوستان سروقت بیدار نمی‌شدند یا چرت زدن نیم روز آن‌ها بیش از بیست دقیقه طول می‌کشید، با هم که صحبت می‌کردیم می‌گفتند کمی دیرتر بیدار شده‌اند مثلا یک ربع یا بیشتر از بیست دقیقه خوابیده‌اند و وقتی متوجه این موضوع شده‌اند دیگر از خواب برنخواسته‌اند و […]

درگیری با واژه‌ی معنا

درگیری با واژه‌ی معنا

پیش‌نوشت: بلند بلند افکار پریشانم را برای خودم گفته و نوشته‌ام، برای فرار از سکوتی که هر لحظه در وجودم بیشتر حسش می‌کنم و چون گاهی از سکوت خودم می‌ترسم به زور هم که شده می‌نویسم شاید چیزی از عمقش دستگیرم شود. “معنا” از آن دست واژه‌هایی است که بارها ذهنم را درگیر خود کرده […]