الماسی که شیشه شد
الماسی که تبدیل به شیشه می‌شود.

الماسی که تبدیل به شیشه می‌شود.

تا حالا براتون پیش آمده که چیزی براتون ارزشمند باشه ولی وقتی بهش رسیدید دیگر اون جایگاه قبل رو براتون نداشته باشه؟ مثلا یک موقعیت شغلی. یک ارتباط. رفتن به دانشگاه. تجربه‌ی مهارتی که آرزوش رو داشتید. خرید یک کالا. و موارد دیگر. فکر کردین که دلیل به وجود آمدن این حس چی می‌تونه باشه؟ […]

آرام‌تر آوار را بردار، آرام‌تر

آرام‌تر آوار را بردار، آرام‌تر

آن روز هم مثل همیشه بود. یک روز مثل همه‌ی روزها و یک شب مثل همه‌ی شب‌ها. شاید خواب بودی و شاید بیدار، نمی‌دانم. اما امیدوار بودی که فردا هم مثل همیشه خواهد بود. یا بهتر از همیشه. اما یکدفعه انگار همه چیز به هم خورد. دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست. و دیگر هم […]

صدمین پست، برای بهترین دوست، آقای هیوا

صدمین پست، برای بهترین دوست، آقای هیوا

فکر می‌کردم نوشتن از کسی‌که حدود دوسال‌و‌نیم است به صورت پررنگ در لحظه‌لحظه‌‌های زندگیم حضور دارد آسان باشد.

ولی وقتی شروع به نوشتن کردم، متوجه شدم آنقدرها هم راحت نیست.[…]

چالش سحرخیزی(۴)- نکاتی برای حفظ انرژی در طول روز و خواب بهتر

چالش سحرخیزی(۴)- نکاتی برای حفظ انرژی در طول روز و خواب بهتر

مواردی که در زیر آورده شده است، ترکیبی از تجربیات من و منابعی است که در انتهای پست آن‌ها را ذکر کرده‌ام. مشکل اصلی ما در شروع این چالش حفظ سطح انرژی در طول روز و رفع عواملی مانند خستگی است، رعایت نکات زیر به بهتر طی کردن این مسیر کمک می‌کند.[…]

چالش – همراه با دلگرمی از جنس حرف‌های آلن دو باتن

چالش – همراه با دلگرمی از جنس حرف‌های آلن دو باتن

راستش را بخواهی یک جورایی بفهمی‌نفهمی کرم اذیت کردن خودم را دارم.

اصلا خیلی لذت می‌برم وقتی جلوی خودم می‌ایستم و ادب می‌کنمش.

اینکه سر به سر خودم می‌گذارم، اذیت می‌کنم، مرض یا خودآزاری ندارم اما خب وقتی دلم چیزی را می‌خواهد باید هزینه اش را هم بدهم.[…]

میانه‌ی زندگی تو کجاست؟

میانه‌ی زندگی تو کجاست؟

بعداز چندوقت دوباره کتاب “سیصد و شصت و پنج روز در صحبت قران” را باز می‌کنم، از صفحه‌ی ۴۰۸ خواندنش را سر می‌گیرم، آیات ۲۳ و ۲۴ سوره اسراء. می‌خوانم و اشکی که نمی‌توانم جلوی ریختنش را بگیرم، حسرتی که برای همه‌ی عمر با من خواهد ماند. آیاتش را دوست دارم و به بخشی که […]

دیر رسیدی. مُرد...
دیر رسیدی. مُرد…

دیر رسیدی. مُرد…

تاخیر.

دیر رسیدن، تجربه‌ای است که همه‌ی ما آن را داشته‌ایم.

دیر می‌رسیم و احتمالا اگر مسئله‌ی مهمی باشد کمی اذیت می‌شویم و یادمان می‌رود.

همیشه دیر رسیدن مانند هیولایی منتظر است تا چیزی را از ما بگیرد.

شاید هم بگویید دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است اما لزوما نه همیشه.[…]