قوی سیاهی که از آن می‌گریزم.

قوی سیاهی که از آن می‌گریزم.

قو از جمله حیوان‌هایی است که بسیار دوستش دارم و سبک‌ زندگیش را نیز می‌پسندم. در یکی از تمرین‌های نوشتنِ شاهین کلانتری هم که سوال شده بود اگر حیوان بودیم دلمان می‌خواست چه حیوانی باشیم، قو را انتخاب کرده بودم و چند خطی در مورد انتخابم نوشته بودم. آهنگِ “شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد” […]

امنیت در وردپرس- کپچا+محدودیت در تعداد دفعات وارد کردن کلمه و رمز عبور

پیش‌نوشت حیاتی: قبل از انجام هر تغییری حتما از سایتتان بک‌آپ بگیرید. (اگر تغییری انجام دادید و سایت ترکید، من اصلا شما رو  نمیشناسم. : P ) در پست قبلی پلاگینی رو معرفی کردم که با آن می‌توانیم آدرس صفحه‌ی ورود مدیریت را تغییر دهیم. در این پست پلاگینی را معرفی می‌کنم که: مانند پلاگین […]

کتابِ زندگی خود را دوباره بیافرینید.

کتابِ زندگی خود را دوباره بیافرینید.

آیا اکثرا جذب افرادی می‌شوید که بی‌مهر و بی‌عاطفه هستند؟ آیا احساس می‌کنید که نزدیک‌ترین افراد زندگی‌تان به شما توجه کافی ندارند؟ آیا احساس می‌کنید انسان بی‌ارزشی هستید؟ آیا احساس می‌کنید به دلیل بی‌ارزشیتان، اطرافیان، شما را نمی‌پذیرند و دوست‌تان ندارند؟ آیا خواسته‌های دیگران را بر نیازهای خودتان ترجیح می‌دهید؟ آیا در راه فداکاری برای […]

امنیت در وردپرس- تغییر آدرس صفحه‌ی ورود

راه معمول برای ورود به سایت‌های وردپرسی، نوشتن آدرس سایت همراه با اضافه کردنwp-login.php است، مثلا برای وبلاگ من رفتن به این آدرسleilaa.ir/wp-login.php که البته من چون آدرس صفحه‌ی ورودم را تغییر داده‌ام، با رفتن به این آدرس این نوشته را مشاهده می‌کنید”صفحه پیدا نشد”. پس به راحتی می‌توان با داشتن آدرس سایت شما، با […]

آخرین روز زندگی و آخرین نوشته

آخرین روز زندگی و آخرین نوشته

دارم فکر می‌کنم اگر الان بهم بگن فقط و فقط یک ماه زندگی خواهم کرد، انتخاب من برای ادامه‌ی زندگی چه خواهد بود. بازه رو محدودتر کردم و دارم فکر می‌کنم اگر امروز با ساعات باقی مانده‌اش آخرین سهم من از زندگی باشد، چه خواهم کرد. یاد نوشتن افتادم، نمی‌دونم چرا، شاید چون همیشه دلم […]

تکرار. آری یا نه؟

تکرار. آری یا نه؟

شاید بتوان مادرِ هر مهارتی را تکرار دانست. تکرار و تکرار و آنقدر تکرار که آن مهارت ملکه ذهنت شود. زمانی که سرکار می‌رفتم، متوجه شدم که از کار تکراری لذت نمی‌برم و احساس موثر بودن نمی‌کنم. این روزها در حال تجربه‌ی طراحی هستم و تکرار برایم بسیار ملموس است، گاهی یک طرح را در […]

ناهار و سرگرمی روز جمعه‌ای

آفتابگردانی عزیز حدود ۱۲ ساعت در راه بوده تا از یک استان دیگر به من برسد. به عنوان ناهارم روش سرمایه گذاری کرده بودم و یه لحظه خلاقیتم گل کرد و آفتابگردان عزیز این مدلی شد. بعدش دیدم نه، گشنه تر از این هستم که با هنرنمایی به خوردن ادامه بدهم، در هم و برهم […]

غر زدن

کارتون‌های این بخش از متمم رو دیدم و در دفترم در مورد بعضی‌هاشون یک نکته کوچک نوشتم، آزادتر که شدم، رفتم تا کامنتم رو زیر درس قرار بدهم. یه ندایی از دورنم هِی می‌گفت لیلا مستقیم کامنت رو ننویس، تو word بنویس بعدش کپی کن تو کامنت که یوقت از بین نره، و اما پاسخ […]

زیبایی‌های زندگی

خوشحال باشی از این‌که در مهارتی پیشرفت کردی. خواهرزاده‌ات راضیت کرده که بری خونشون. میری براش کتاب بخری که ناخوداگاه چشمت ‌میخوره به کتاب‌هایی که اسم نویسنده‌ها برات آشناست. از این‌که تو قطعات کوچک هستن و میتونی تو کیف کوچیکت جا بدی خوشحال میشی. چندتاشون رو با خوشحالی میخری. حسابی گشنه‌ات باشه و بوی فلافل […]

دام عشق آمد و در او پیچید

دام عشق آمد و در او پیچید

پیش‌نوشت: کتاب ۳۶۵ روز در صحبت قران(از حسین محی الدین الهی قمشه‌ای)، کتابی بود که روزهای متمادی، قبل از خواب می‌خواندمش، اما خیلی وقت بود که دیگر به سراغش نمی‌رفتم، دیشب با دوستی(البته من همیشه استاد صداشون می‌زنم، چون باهاشون کلاس برنامه نویسی داشتم) کمی بحث و تبادل نظر داشتم، و احتمالا صحبت‌های دیشب باعث […]