باید بگذارم غرق شوی.

باید بگذارم غرق شوی.

 آن‌روز در استخر، اگر آن خانم دستش را برایم تکان نمی‌داد که نشانم دهد تعادلش را از دست داده و دارد خفه می‌شود، نمی‌توانستم دستش را بگیرم.  چهار دختربچه با هم داشتند شنا می‌کردند و چون در مسیر من بودند منتظر ماندم که به انتها برسند و بعد من بروم که نکند در مسیر به […]

سایه‌ی شخصم و اندازه‌ی او

سایه‌ی شخصم و اندازه‌ی او

دلم شعر می‌خواست، چندوقتی است که می‌خواهد، در حقیقت دلم برای ضبط یک دکلمه تنگ شده است. چندباری کتاب‌های شعرم را ورق زدم و سعی کردم خودم چیزی بنویسم، اما آن‌چه می‌خواستم را نیافتم و نه توانستم که بنویسم. امروز سراغ کتاب سیصد‌و‌شصت‌و‌پنج روز با مولانا رفتم، هنوز در صفحات ابتدایی آن هستم، اما ورق […]

وقتی به نوشتن شک می‌کنی(تهوعات ذهنی)

پیش‌نوشت: این پست واقعا یک تهوع ذهنیست، دورتر باشید تا آلوده نشوید. خودم می‌دانم امروز از آن روزهاست که کلا روی ساز ناسازگاری کوک شده‌ام اما چه کنم، همین است که هست. دیروز آنقدر تلخی به جانم ریخته شد ،که شب را با سردرد خوابیدم و صبح را با ته رنگ غم آغاز کردم. به […]

کانا‌های تلگرامی
کانال‌های تلگرامی که باید هر کسی برای خودش داشته باشد.

کانال‌های تلگرامی که باید هر کسی برای خودش داشته باشد.

بنظرم هر کسی باید کانال‌های تلگرامی داشته باشد که تنها عضوش خودش باشد. شش-هفت ماهی می‌شود که چند کانال تلگرامی برای خودم دارم. بعد از دیدن اثر مثبت آن‌ها به چندتن از دوستان هم توصیه کردم که چنین کانال‌هایی داشته باشند. دو مورد از آن‌ها که برایم خیلی مفید بود و تاثیرش را دیدم، این‌جا […]

دوراهی انتخاب کتاب
قدرت مرگ در انتخاب کتاب(طنز)

قدرت مرگ در انتخاب کتاب(طنز)

اگر تِم مطالعاتی دارید که خوشبحالتان، قطعا از رستگارانید. خودتان می‌دانید به چه ترتیبی کتاب‌هایتان را بخوانید. ولی اگر مثل من بی‌تمید و به لطف دوستانتان یک قفسه پر از کتاب نخوانده دارید آن‌وقت چه؟ امروز می‌خواستم کتابی برای خواندن انتخاب کنم، نگاهی به قفسه‌ی کتابم انداختم کتاب “شما که غریبه نیسیتد” را برداشتم بعد […]

دنیای حقیر
دنیا، دنیای حقیریست.

دنیا، دنیای حقیریست.

معصومه، چهارسال از من بزرگتر بود. تنها زندگی می‌کرد، پدر و مادرش فوت کرده بودند. می‌گفت ازدواج کن، اگر من هم ازدواج کرده بودم الان کسی را داشتم که همراهیم کند و اینگونه تنها نباشم.   لیلا، چندسالی از من بزرگتر بود، هنوز مسواکی که به من هدیه داد را بخاطر دارم. مسواکم را جا […]

وصله‌ی ناجور بودن در جمع
تا حالا وصله‌ی ناجور بودی؟(ویدئو تد-داستان یک نویسنده)

تا حالا وصله‌ی ناجور بودی؟(ویدئو تد-داستان یک نویسنده)

نکته‌ی آغازین:

اگر به جای خوندن متن مستقیم برید سَرِ دیدن ویدئو، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد به جز صرفه‌جویی در وقتتون. : )

به این خاطر ویدئو رو در اول پست قرار دادم که راحت باشید.[…]

بدست آوردن رتبه‌ی سایت در کلمات کلیدی

دانستن رتبه‌‌ی سایت در کلمات کلیدی و بهتر کردن آن همیشه از دغدغه‌های سئوکاران است و البته کسانی که خودشان روی سئو سایت‌شان کار می‌کنند. شاید ساده‌ترین کار این باشد که کلمه‌ی کلیدی مورد نظر خود را در گوگل سرچ کنیم و بعد از آن نتایج را بررسی کنیم، اگر در صفحه‌ی اول و دوم […]

بیان خویشتن
نمی‌توانم حرفم را نقاشی کنم.

نمی‌توانم حرفم را نقاشی کنم.

پست‌های با دسته‌بندی “نوشته‌های بدون ویرایش” نوشته‌هایی است که به ندرت خودم آن‌ها را قبل از انتشار مرور کرده‌ام، یا حتی غلط‌تایپی و املایی و جمله‌بندیش را چک کرده‌ام، فکر می‌کنم فقط برای پست “یادگیری و دو بالِ آن” چون در دسته‌ی دیگری هم قرار داشت کمی نگارشش را چک کردم، اما مهم‌ترین ویژگی نوشته‌های بدون ویرایش را داشت، احساساتش، کلماتش، همه بدون سانسور هستند.
این پست هم بعد از نوشتن بازخوانی نشده است. تصمیم برای ادامه‌ی مطالعه با شماست.[…]

پروانه
یادگیری و دو بالِ آن

یادگیری و دو بالِ آن

اگر یادگیری را به پروانه شدن تشبیه کنیم، بال‌های این پروانه، صبوری و پشتکارند. تا عمق وجودم می‌سوزم و حرص می‌خورم وقتی هیچ‌یک را نداری و غر می‌زنی و می‌گویی اعصابم خورد شد چرا یاد نمی‌گیرم و پیشرفت نمی‌کنم. اعصاب من هم خورد می‌شود وقتی کسی جان‌کندن‌های دیگری، بی‌خوابی، زحمت‌ها و گریه‌هایش از خستگی جسمی […]