شازده کوچولو

شازده کوچولو ما از اول اهلی بودیم.

آری شازده کوچولو ما از اول اهلی بودیم.

از همان اول اهلیِ بندناف و موادغذایی درونش بودیم.

بعد از آن اهلی سینه‌ی مادر و بویش شدیم.

وقتی ما را از شیر گرفتند درد زیادی کشیدیم.

آری شازده کوچولو جدایی از چیزی که اهلیش شدی درد دارد.

اما مسیری از بزرگ شدن است.

انگار آدم بودن و اهلی شدن با هم گره خورده‌اند هر بار اهلی کسی، کتابی، فکری، مذهبی، باوری می‌شویم و بعد از مدتی با درد جدا شده و اهلی چیز دیگری می‌شویم.

انگار گریزی از اهلی شدن نیست.

راست میگفتی انسان تنها می‌ماند اگر اهلی نشود .

شاید اگر اهلی نشویم خودمان را هم پیدا نکنیم.

اهلی شدن ترس دارد، درد و رنج دارد.

راستش را بخواهی من هم از اهلی شدن خیلی می‌ترسم هم از اهلی شدن و هم از اهلی کردن.

هر بار که دلم را دو دستی چسبیده‌ام که اهلی نشود هر بار که بدخلقی کرده‌ام که اهلی نکنم، بیش از پیش از خود واقعیم فاصله گرفته‌ام، بیش از پیش مصنوعی شده‌ام.

انگار در اهلی شدن است که خودت را بی‌پوشش می‌بینی و بی‌پوشش به نمایش می‌گذاری.

حالا که گریزی از اهلی شدن نیست، ایکاش حواسمان باشد که اهلی چه چیزی می‌شویم.

ایکاش در اهلی شدن دقت کنیم.

وقتی اهلی چیزی می‌شویم در کل دنیا آن چیز برای ما خاص می‌شود.

روباه راست می‌گفت:

گل خاصی وجود ندارد، ولی گل تو معمولی نیست، چون گل تو هست، و زمانی که تو برای آن صرف کرده‌ای آن را برای تو مهم کرده است.

و فقط از دریچه‌ی قلب است که می‌شود چیزهای مهم را دید، چیزهای مهم از دید چشم‌ها مخفی‌اند.

شاید ماهیت این نوشته هم همین است، درست انتخاب کنیم که اهلی چه چیزی بشویم:

واقعیت این است که هر کسی در دوستی آزرده ات خواهد کرد.

فقط باید کسانی را پیدا کنی که ارزش تحمل این رنج را داشته باشند.

شازده کوچولو گاهی فرایندهای بزرگ شدن را دوست ندارم.

اما پیرمرد راست می‌گفت، مشکل اصلی ما بزرگ شدن نیست، فراموش کردن کودکیست.

شازده کوچولو تو هم که در قصه بزرگ شده بودی، مثل همه‌ی بزرگترها کسل کننده بودی.

گلت را، روباهت، ستاره هایت، همه چیز را فراموش کرده بودی.

دخترک قصه اما نجاتت داد.

مادرش برنامه‌ی سختی برای رشدش داشت که کودکی را از او می‌گرفت.

برنامه ی زندگی که برای ثانیه ثانیه از زندگیش برنامه‌ی خاصی داشت و حتی آینده را جلوتر از آمدنش پیش‌بینی کرده بود.

مادرش درست مثل بالغ هر کدام از ما است که همه‌ی تلاشش را می‌کند و سخت می‌گیرید و برنامه می‌چیند تا رشدمان بدهد.

اما انگار وقتی چراغ کودکی را خاموش کنیم، هیچ رشدی خوشحالمان نخواهد کرد و رضایت نخواهیم داشت.

آری شازده کوچولو، کاش چیزهای مهم را با قلبمان بفهمیم و فراموش نکنیم، کاش خلوص کودکیمان را در مامنی نگه داریم و به دست فراموشی نسپاریم.

کاش آداب اهلی کردن و اهلی شدن را نیز بیاموزیم.

کاش اهلی چیزهای درست بشویم.

پی‌نوشت: این نوشته ماحصل دیدن انیمیشن شازده کوچولو است و عکس پست هم مربوط به این انیمیشن می‌باشد.

2 دیدگاه برای “شازده کوچولو ما از اول اهلی بودیم.

  1. دلم نیومد ازتون تشکر نکنم بابت این پست،
    واقعا زیبا و دلنشین و دوست داشتنی.
    تو همچین شبی دنبال همچین کلماتی بودم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *