داستان یک زندگی ( مجتبی شکوری )

هیوای عزیز لینک این ویدئو رو برام فرستاده بود و نوشته بود، ” اینو ببین اما زیاد گریه نکن :D”
و این جمله طوری بود که فکر کردم اگر گریه‌ام هم نگرفت باید هر طور شده گوشه‌ی چشمم تر شود. : )
با این ذهنیت رفتم سمت دیدن این ویدئو و پر شدم از حس خوبِ زندگی.
چقدر آدم تویِ این ویدئو برام ارزشمند و دوست داشتنی بود و متاثر شدم از حرفاش.
چقدر دوست دارم آدم‌هایی رو که برای رویاهاشون می‌جنگن و با همه‌ی وجود تلاش می‌کنن.
چقدر آدم‌هایی رو که ادامه می‌دن و در حرکت هستند رو دوست دارم.
چقدر لحظاتی که می‌تونی بشینی و شیرینی کسب شده از دل سختی‌هات رو بیان کنی رو دوست دارم.
و چقدر آرزو دارم یه روزی تلاش‌هام به نتیجه برسه و همچین لحظه‌ای رو در زندگیم تجربه کنم.
پی‌نوشت: اگر ویدئو پخش نشد، از این لینک و این استفاده کنید.

قسمت اول:

قسمت دوم:

۵ دیدگاه برای “داستان یک زندگی ( مجتبی شکوری )

  1. من اون روزی که این ویدیو رو دیدم، این داستانارو شنیدم، تو عمق نا امیدی به همه ی هدفهایی که داشتم امیدوار شدم. به خودم قول دادم منم میتونم موفق بشم. منم میتونم یه روزی از لجظه دارچینم برای بقیه تعریف کنم و هنوزم کلی راه برام مونده ک باید تمومش کنم.
    امسال سالیه که باید برای کنکور حاضر شم. ۹۹ کنکور ریاضی دارم. اون روزی که موفق شدم دوباره همینجا کامنت میزارم تا بقیه ام ببینن و شاید یه انگیزه براشون ایجاد شه 🙂
    ۱۲ خرداد ۹۸

  2. سلام
    جناب آقای دکتر شکوری
    با سلام و عرض خسته نباشی خدمت شما
    ایکاش در طی آن ۸ گامی که برای نوروز ۹۷ تهیه کرده بودید….در صحبتها اشاره به عدد ۹۷ حداقل نمی کردید….حالا ذکر سال نو با توجه به تکرار شدن اش مانعی نداشت….ولی یه جور آیی انگار بهش تاریخ مصرف داده آید وقتی می فرمایید نوروز ۹۷
    سلامت و موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *