داستان یک زندگی ( مجتبی شکوری )

هیوای عزیز لینک این ویدئو رو برام فرستاده بود و نوشته بود، ” اینو ببین اما زیاد گریه نکن :D”
و این جمله طوری بود که فکر کردم اگر گریه‌ام هم نگرفت باید هر طور شده گوشه‌ی چشمم تر شود. : )
با این ذهنیت رفتم سمت دیدن این ویدئو و پر شدم از حس خوبِ زندگی.
چقدر آدم تویِ این ویدئو برام ارزشمند و دوست داشتنی بود و متاثر شدم از حرفاش.
چقدر دوست دارم آدم‌هایی رو که برای رویاهاشون می‌جنگن و با همه‌ی وجود تلاش می‌کنن.
چقدر آدم‌هایی رو که ادامه می‌دن و در حرکت هستند رو دوست دارم.
چقدر لحظاتی که می‌تونی بشینی و شیرینی کسب شده از دل سختی‌هات رو بیان کنی رو دوست دارم.
و چقدر آرزو دارم یه روزی تلاش‌هام به نتیجه برسه و همچین لحظه‌ای رو در زندگیم تجربه کنم.
پی‌نوشت: اگر ویدئو پخش نشد، از این لینک و این استفاده کنید.

قسمت اول:

قسمت دوم:

2 دیدگاه برای “داستان یک زندگی ( مجتبی شکوری )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *