این‌ هم از نتایج پیشرفت من در طراحی

امروز بعد از یازده جلسه حدود یک و نیم ساعته، همون طرحی رو کشیدم که در اولین جلسه بدون آموزش کشیدمش.

روز اول مربیم بهم گفت یکی از اشیایی که اونجا هست یا هر چی تو ذهنم هست یا اگر پرتره بلدم، شخصی که اونجا هست رو بکشم، هر چی دلم خواست تا ببیند در چه سطحی هستم، من هم بین اونهمه شی، یک فانوس رو کشیدم، می‌بینید شاهکار من در جلسه اول رو.(هر کی بخنده …  : D ، بی‌ادب نبودا، چیزای بد نگذارید تو نقطه چین )

و اینهم طرحی که امروز کشیدم، خیلی بهتر شده ولی هنوز راضی نیستم، البته مربیم گفت خوب هست و ازم خواست اون یکی فانوس رو بکشم که تو عکس می‌بینید.

فقط یک نکته، زاویه‌ای که اشیا رو نگاه کردم و طراحی کردم، با زاویه‌ای که عکس رو گرفتم متفاوت هست.

این هم از قوری عزیز که من ازش راضی بودم و مجوز رفتن من به مرحله بعد همین قوری‌خان محترم هست، همش مربیم می‌گفت مرتب کار نکنم و سایه‌ها رو محو نزنم و بگذارم خطوط معلوم شه، خیلی سختم بود، همیشه عادت کرده بودم به خط منظم و اذیت می‌شدم از نامرتبی، من سایه می‌زدم با خطوط مرتب و منظم، مربیم می‌آمد خط خطی می‌کرد، همه چی درست می‌شد. : D اما جلسه پیش که این قوری رو کار کردم، دیگه مربیم راضی شد.(و حالا که به شیشه رسیدم، میگه سایه ها رو کمی محو و کمرنگ بزن : |)

بی‌صبرانه منتظر ورود به دنیای رنگ هستم و دلم می‌خواد که برم سمت رنگ‌ها اما خب فعلا طراحی حداقل ۴-۵ ماه دیگه کار داره، هر چند در این مدت از سیاه‌قلم هم خوشم آمده، کلا هر تکنیکی می‌بینم خوشم میاد! رنگ روغن، مداد رنگی، نقاشی با قهوه که واقعا عالی هست، رنگ روغن روی جیر که فوق‌العاده است، ترکیب مواد و تکنیک‌های دیگر، انتخاب برام خیلی سخت شده که کدوم سمت برم، هر چند هستند افرادی که یکسالی مثلا آب رنگ کار کرده‌اند و الان سراغ طراحی آمده‌اند.

پی‌نوشت: اول دبیرستان می‌خواستم برم نقاشی بخونم، ولی همچین مدرسه‌ای اطراف ما نبود و چون درسم خوب بود رفتم ریاضی فیزیک، اما همیشه ته ذهنم کنجکاوی و علاقه به نقاشی وجود داشت، خوشحالم که بالاخره تونستم امتحانش کنم حتی اگر نتونم بیش از این ادامه بدهم.

پی‌نوشت اندیشمندانه: طراحی بنظرم تمرین صبر هست.

پی‌نوشت سوالی: برای کاهش سایز عکس بدون به هم خوردن کیفیتش از چه برنامه‌ای استفاده کرده و راضی هستید؟

10 دیدگاه برای “این‌ هم از نتایج پیشرفت من در طراحی

  1. لیلا جان.
    با دیدن طراحی‌های تو، یاد کلی خاطره افتادم.
    من هم به رشته‌ی هنر خیلی علاقه داشتم. سال دوم دبیرستان که موقع انتخاب رشته بود می‌خواستم برم هنرستان و هنر بخونم. ولی توی شهر ما هنرستان دخترانه وجود نداشت و باید به شهری دیگه می‌رفتم که خب اون موقع خانواده‌ام با چنین چیزی مخالف بودن. از اونجایی که نمراتم خیلی خوب بود، رفتم و رشته ی ریاضی فیزیک خوندم.
    به‌هرجهت وجود علاقه به کارهای هنری باعث شده بود تا هر سال تابستون به یکی از کلاس‌های هنری برم.
    یه سال هم تصمیم گرفتم برم کلاس طراحی.
    ماه اول، مربی یه معکب گذاشت جلوی ما و گفت از روش طراحی کنین. من از بس که فقط باید از روی یه مکعب اون هم از زوایای مختلف طراحی می‌کردم خوشم نمی‌اومد. راستش اولش خوب و هیجان انگیز بود ولی بعدش کم‌کم برام خسته‌کننده شده بود.
    بعد از یه ماه هم دیگه ادامه ندادم. در واقع صبر و حوصله‌ی لازم برای یه طراح خوب شدن رو در وجود خودم پیدا نکردم 😉
    بعدش رفتم کلاس رنگ‌آمیزی با مداد رنگی. فوق‌العاده بود. من عاشق رنگ‌ها بودم و رنگ‌آمیزی برای من خیلی لذت‌بخش بود.
    تابستون یه سال دیگه رفتم کلاس رنگ روغن که عالی‌ بود. یه مربی داشتیم که یادمون می‌داد هر تابلویی رو در عرض ۲ جلسه نقاشی کنیم. من از نقاشی منظره خیلی خوشم می‌اومد. نسبت به نقاشی چهره خیلی ساده‌تر بود برام. برای همین یه تابستون هم مشغول این کار بودم.
    یه بار هم رفتم تهذیب که از همه‌ی دوره‌هایی که رفتم برام عالی‌تر بود. خیلی ظرافت‌کاری‌هایی که انجام می‌شد رو دوست داشتم. اونقدر هم با دقت این کار رو می‌کردم که مربی‌مون از کارهای تمرینی من خیلی خوشش اومده بود. خودم هم از کارایی که انجام می‌دادم خیلی لذت می‌بردم.
    در حال حاضر اگه ازم بپرسن که دوست دارم کدوم هنر رو به شکل حرفه‌ای ادامه بدم، هنر تذهیب و خطاطی هست. خیلی هم دوست دارم کارام سبک‌تر بشه و یه جایی برای انجام این کار بذارم.
    چون همیشه احساس کردم، انجام کارای هنری مخصوصاً اون‌هایی که رنگ توشون هست، یه آرامش خاصی به من می‌ده.
    پی‌نوشت: پُرحرفی‌های منو ببخش. خواستم سکوت و غیبت این یه مدت رو جبران کرده باشم 😉

    1. سلام طاهره عزیزم
      تقریبا داستان‌هامون مثل هم هست : ).
      البته من اولین بار هست که کلاس طراحی میرم، خیلی خیلی خیلی زیاد احتیاج به صبر داره، سه جلسه است که فقط دارم دمپایی می‌کشم و در هر جلسه چندین بار. نمی‌دونم چطوری طاقت آوردم. : |
      و عاشق دنیای رنگ هستم و دلیل اصلی کلاس رفتنم هم آشنایی با ترکیب رنگ بود.
      در مورد حوزه‌های مختلف، من هم کلا به همه کارهای هنری علاقه دارم و نمی‌تونم انتخاب کنم و دوست دارم حداقل برای یکبار هم که شده، هر کدوم رو امتحان کنم.
      تذهیب و خطاطی رو دوست دارم اما تجربه نداشتم به جز چندباری که با خودکار نستعلیق تمرین کردم و چیزی ازش یادم نیست ولی صدای قلم رو روی برگه خیلی دوست دارم، انگار بخشی از درونت رو خالی می‌کنی.
      امیدوارم که هر چه زودتر بتونی رنگ هنر رو تو زندگیت بیشتر کنی و لذت ببری ازش.
      پی‌نوشت: خوشحال شدم که اسمت رو دیدم. : )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *